مهریه میلیاردی به خاطر دخالت‌های مادر شوهر

در تاریخ: ۸ بهمن ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

روزنامه ایران نوشت: زن جوان وقتی دید قهرش از خانه با بی‌میلی شوهر مهندسش برای بازگشت تأثیری در عدم دخالت‌های مادر شوهر ندارد مهریه‌اش را به اجرا گذاشت.
این زن ۲۶ ساله با چهره‌ای ناراحت وقتی در برابر قاضی محسن خدایی از شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده قرار گرفت، با صدایی بغض آلود گفت: سال ۸۱ پسر همسایه‌مان به نام بهروز که مهندس شرکت راهسازی است، به خواستگاری‌ام آمد. من ۱۶ ساله بودم و می‌خواستم درس بخوانم به خاطر همین نمی‌خواستم عروس شوم، اما چون خواستگارم از موقعیت اجتماعی و مالی خوبی برخوردار بود، به اصرار خانواده‌ام پذیرفتم و بی‌خیال اختلاف سنی ۱۲ ساله‌مان شدم.
مهریه‌ام با سال تولدم ۱۳۶۴ سکه طلا تعیین شد و من و بهروز سر سفره عقد نشستیم.
زن جوان که اشک می‌ریخت، افزود: ابتدا زندگی خوب و آرامی داشتیم و همیشه فکر می‌کردم که خوشبخت‌ترین زن دنیا هستم و بهترین شوهر را دارم اما ناگهان دخالت‌های
مادر شوهرم زندگی را به کامم تلخ کرد، چرا که شوهرم مرد دهن بینی است و مرتب می‌گوید که فقط حرف، حرف مادرم است.
ابتدا فکر کردم که شاید با تولد بچه مان، زندگیمان شیرین شود و دخالت‌های مادر شوهرم مقطعی باشد، بنابراین صبر کردم و حتی زخم زبان و کنایه‌های وی را نادیده گرفتم اما تولد دخترمان نیز تأثیری در رفتار و اخلاق و رویه مادر شوهرم و بهروز نداشت. این زن آرام گفت: دخالت‌ها بیشتر شده بود حتی اگر می‌خواستم برای خرید وسایل خانگی به بازار بروم، باید
مادر شوهرم آن وسیله را انتخاب می‌کرد. دو سال پیش بود که به حالت قهر خانه شوهرم را ترک کردم حتی فردای آن روز وقتی برای دیدن دختر ۳ ساله‌ام مراجعه کردم مادر شوهرم اجازه نداد داخل خانه بشوم و بعد از این همه سال باز اجازه دیدن ساغر کوچولویم را ندارم و همسرم بی‌رحمانه دستورات مادرش را اجرا می‌کند.
این زن که گریه‌ امانش نمی‌داد، گفت: می‌خواهم نفقه و مهریه‌ام را بگیرم تا خانواده شوهرم بدانند چه ظلمی در حق من و پسرشان کرده‌اند.

دیدگاهی بنویسید.