موج قانون: گرانی سکه، ارز و ارزاق عمومی همگی از جمله مسائلی است که نقل محافل عمومی شده و با این نوسانات، فشار خون مردم نیز بالا و پایین میشود.
اما مهمترین سوالی که افکار عمومی این روزها با آن درگیر است چرایی این گرانیهاست. اینکه آیا دولت نمیتواند وارد میدان شود؟ چرا هیچ مسئولی تاکنون درباره گرانیها حرف نزده است؟ آیا دولت، خود در این گرانیها دست دارد؟ آیا دولت برای کسری بودجه خود در آخر سال متوسل به این اقدامات شده است؟
اینها تماما سوالاتی است که ماهها قبل پاسخش را کارشناسان اقتصادی میدادند! زمانی که شاخص بورس افسار گسیخته درحال افزایش بود و کارشناسان اقتصادی حرف از حباب به میان آوردند.
هرچند هنوز نیز مشخص نیست که واقعا حباب واقعی منفجر شده باشد یا نه اما زمانی که برخی رسانهها از جمله رسانه ملی با ذوق زدگی تمام تیتر اول عناوین خبری خود را به افزایش شاخص بورس میدانند میتوانست امروز را پیش بینی کرد که از اعلام قیمت سکه ابا داشته باشند!
اما دور از نگاه سیاسی به این گرانی، اگر بازار آشفته حال سکه و ارز را که به هر دلیلی از جمله آنکه مستقیم با مردم سر و کار ندارند!(مثلا قیمت لوازم خانگی تا تخم مرغ را هم که وارد میشود و به دلار است نادیده بگیریم!) این قیمت مسکن است که باعث اضطراب در میان مردم شده است.
افزایش قیمت مسکن برای چندمین مرتبه بعد از دولت آقای احمدینژاد که به گرانیهای اول و دوم مشهور است و الان سومین دوره خود را پشت سر میگذارد باعث شده تا وضعیت روانی جامعه نیز دچار تشویش شده و مردم نگران از وضعیت آینده باشند. آیندهای که با سکوت مسئولان و مشغولیت آنها به مسائل سیاسی در هالهای از ابهام است.